تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱٢ | ٢:٠۳ ‎ب.ظ | نويسنده : ZAHRA
تمااااااااااااااااام چشمهای هرزه را خریدارم............
بیایید......
نگاهم کنید......
چه میبینید برای لذت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جز سیاهی چادری که هدیه ی مادر خوبی هاست....
من اینگونه شادم و آرام چون جز آنکه باید ببرد کسی لذت دیدنم را نمیبرد......
و او یکی است که من مال اویم و او مال من.......
چادرم کور میکند هر چشم هرزه ای را....
همان چشمی که فقط و دنبال رنگ و لعاب است......
من آرامم.....
دلم آرام....
چادرم برسر.....
تا کور شود هرآنکه نتواند دیـــــــــــــد............

 


برچسب‌ها: