تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٤ | ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ | نويسنده : زهرا گلبابازاده

خدا وجود دارد

مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت.در بین کار،گفتگوی جالبی بین آن مرد و آرایشگر،در مورد<<خدا>> صورت گرفت.

آرایشگر گفت:من باور نمی کنم که خدا وجود داشته باشد.

مشتری پرسید:چرا؟

آرایشگر گفت:کافیست به خیابان بروی و ببینی.مگر می شود با وجود خدای مهربان این همه مریضی،درد و رنج وجود داشته باشد؟!

مشتری چیزی نگفت و بعد از اینکه اصلاح سرش تمام شد از مغازه بیرون رفت.به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد،مردی را با مو های ژولیده و کثیف،در خیابان دید.با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت:می دانی،به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند.آرایشگر با تعجب پرسید:چرا این حرف را میزنی؟!

من اینجا هستم وهمین الان مو های تو را مرتب کردم.

مشتری با اعتراض گفت:پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آرایشگاه وجود دارند؟

آرایشگر پاسخ داد:آرایشگرها وجود دارند،فقط مردم به ما مراجعه نمی کنند. و مشتری گفت:دقیقا همین است.خدا وجود دارد،فقط مردم به او مراجعه نمی کنند!برای همین است این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.


برچسب‌ها: