تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢۳ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نويسنده : زهرا گلبابازاده

 مارتین لوتر(بنیانگذار مذهب پروتستان) در زندگی با دشواری ها و رنج های بسیار رو به رو بود.روزی همسر او متوجه شد که شوهرش غرق در اندوه و نا امیدی است. از آنجایی که او زن با درایتی بود،با دیدن یائس شوهرش،لباس سیاه پوشید و در برابر چشمان او ایستاد! مارتین لوتر پرسید:چرا سیاه پوشیدی؟  همسرش به آرامی پاسخ داد:نمی دانی که او مرده است؟  مارتین پرسید:چه کسی مرده است؟!   همسرش گفت:خدا!      مارتین با حیرت پرسید:چگونه می توانی چنین حرفی را بر زبان بیاوری؟چطور ممکن است که خدا بمیرد؟!    همسرش جواب داد:اگر خدا نمرده است،پس چرا تو این قدر غمگین و نا امید هستی؟         مارتین لوتر بی درنگ متوجه اشتباه خود شد،از این رو لبخندی زد و...                                         شناخت حق،به منزله شرکت در تشییع جنازه تمام غم و اندوه ها است.                پاراما هانسا یوگانان


برچسب‌ها: