تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ | ٧:٥٦ ‎ب.ظ | نويسنده : زهرا گلبابازاده

بازی

یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانی هوایی، کنار یکدیگر نشسته بودند. برنامه نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلی با همدیگر بازی کنیم؟


مهندس که می خواست استراحت کند، محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند. برنامه نویس دوباره گفت: بازی سرگرم کننده ای است. من از شما یک سئوال می پرسم، اگر شما جوابش را نمی دانستید، 5 دلار به من بدهید و بعد شما از من سئوال می پرسید، اگر من جوابش را نمی دانستم، من 5 دلار به شما می دهم!                

مهندس مجدداً معذرت خواست و چشم هایش را روی هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه نویس پیشنهاد دیگری داد. گفت: خوب،اگر شما سئوال مرا جواب ندادید، 5 دلار بدهید ولی اگر من جواب نتوانستم سوال شما را جواب بدهم، 50 دلار به شما می دهم!! این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه نویس بازی کند!

برنامه نویس نخستین سوال را مطرح کرد:« فاصله ی زمین تا ماه چقدر است؟»

مهندس بدون اینکه کلمه ای بر زبان آورد، دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامه نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت:« آن چیست که وقتی از تپه بالا می رود 3 پا دارد و وقتی پایین می آید 4 پا؟» برنامه نویس نگاه تعجب آمیزی کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بی سیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه ی کنگره ی آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخوری پیدا نکرد!  سپس برای تمام همکارانش پست الکترونیکی فرستاد و سئوال را با آنها در میان گذاشت و با یکی دو نفر هم گپ(chat) زد ولی آنها هم نتوانستند کمکی کنند... بالاخره بعد از 3 ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و 50 دلار به او داد. مهندس مودبانه 50 دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه نویس بعد از کمی مکث، او را تکان داد و گفت:«خوب، جواب سئوالت چه بود؟!» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه ای برزبان آورد، دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید...


برچسب‌ها: