تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٦ | ٩:٤٠ ‎ق.ظ | نويسنده : زهرا گلبابازاده

درخت مشکلات

اخیرا به منظور انجام تعمیرات در خانه ام، یک

 

 لوله کش استخدام کردم.تنها پس از یک روز

 

 کاری،پنچر شدن یکی از چرخ های خودروی او

 

 باعث شد تا چند ساعت زمان کاری خود را از

 

دست بدهد،پس از آن دریل برقی او سوخت و

 

سپس وانت قدیمی او روشن نشد! همان طوری

 

 که او را به خانه اش میرساندم، او مانند یک ...


سنگ ساکت و بی حرکت نشسته بود.


هنگامی که به منزل او رسیدیم ، از من دعوت

 

کرد تا با خانواده اش آشنا شوم. همان طوری که

 

به سمت در ورودی خانه می رفتیم، او پای یک

 

 درخت کوچک کمی مکث کرد و انتهای شاخه

 

اش را با دو دست گرفت؛ به مجرد باز شدن 

 

دستانش،

او به طور حیرت انگیزی دگرگون شد!

 

 

صورت آفتاب سوخته ی وی با خنده ای شکفت؛

 

 او دو فرزند کوچکش را محکم در آغوش گرفت

 

و همسرش را بوسید.به هنگام خداحافظی، او مرا

 

 تا اتومبیلم همراهی نمود.هنگامی که ما از آن

 

درخت عبور کردیم، از روی کنجکاوی از او

 

درباره ی کاری که با ان درخت انجام داده بود

 

پرسیدم و او پاسخ داد:«آه آن درخت را می

 

گویی؟ آن درخت مشکلات من است! می دانی، من

 

 نمی توانم مشکلات شغلی ام را از بین ببرم، اما

 

 از یک چیز مطمئنم؛ آن مشکلات متعلق به

 

منزل،همسر و فرزندانم نیستند. پس هر شب قبل

 

از ورود به خانه، آن ها را به درختی که دیدی

 

می آویزم و صبح به هنگام رفتن سرکار مجددا

 

آنها را برمی دارم.جالب اینجاست که وقتی صبح

 

آنها را برمیدارم،دیگر آنها به سنگینی ای که شب

 

 قبل بودند نیستند!»


برچسب‌ها: